جوانان تورک
وبلاگی در جهت همبستگی تورک های ایران (برای تازه شدن هیچ وقت دیر نیست) ـ
کلمات این هفته واقعا زیبا هستند، حیف نیست کلماتی به این زیبایی فراموش شوند!!! "ترک ما سوی کس نمی نگرد آه از این کبریا و جاه و جلال! (حافظ) "
------------------------------------------------------------------------------------------------ در این هفته کلمات بسیار زیبایی در این پست قرار میدهم. خواهشن برای زیبایی گفتارمان در محاورات روزمره استفاده کنید. کپنک=پروانه لاچین=عقاب، شاهین آردا=یادگار.البته یادگار ترکیبی از کلمه یاد و گال است
------------------------------------------------------------------------------------------------ هیچ فکر میکردید چنین کلمات شیرین در زبان شما هست و خود خبر ندارید؟ ماراق=علاقه ماوی=آبی،نیلی لیمان=بندر کونول=قلب، دل ------------------------------------------------------------------------------------------------- دریغا از این کلمات عالی و غنی گیریش = مقدمه سایلار = اعداد سایی=عدد سایان=شمارنده
آتا لار سوزی (منبع کتاب "یوردومون دیرلی سوزلری" نویسنده خانم فرنگیز حاجی ستاری) آبرونی آلیب، وئریب الینه. معنی فارسی آبرویش را گرفته، داده دست اش. (با کلماتی کوبنده و لحن توهین آمیزی، پرخاش کرده است.)
(گول خوردن نشانه کم عقلی است ـ بازار گرمی اشخاص رند در فراوانی افراد کم شعور است.)
(بنا به عقیده ای، شکستگی اعضای بدن هر کسی، روزهائی به شماره سال های عمر او طول میکشد تا بهبود یابد)
این شکم بی هنر و پیچ پیچ تاب ندارد بسازد به هیچ منبع: http://yurd1.blogfa.com/post-6086.aspx احسان تبریزلی در آستانه روز جهانی زبان مادری (21 فوریه مصادف با روز سوم اسفندماه) جمعی از دانشجویان، فرهنگیان، روشنفکران، نویسندگان و فعالین مدنی با راه انداختن کمپین آموزش به زبان مادری خواستار برسمیت شناخته شدن زبان تورکی در ایران شده اند. متن این کمپین بشرح زیر است: "تعلیم وتربیت به عنوان ساختار اساسی تمدن بشری و پایه و اساس تفکرات انسانی در طول تاریخ محسوب می شود. در این میان یکی از بنیادی ترین اصل که این نهاد عظیم ( آموزش و پرورش) بر آن تکیه می دهد تعلیم هر فرد به زبان مادری خویش هست و طبق تعاریف قوانین بین المللی حقوق بشر و شاخه علمی فرهنگی وآموزشی سازمان ملل (یونسکو) و اعلامیه جهانی حقوق زبانی، انسانی با سواد اطلاق می گردد که بتواند به زبان مادری «بومی» خود بخواند و بنویسد و اینکه این حق را برای همه مردمان روی زمین واجب دانسته اند و همچنین آیه ۲۲ سوره روم (از نشانه های او است آفرینش زمین و آسمان و اختلاف زبان ها و نژادهاست، اینها آیات خداوند را برای انسان روشن می سازد) صریحا بر گوناگونی و عدم تمایز زبانها بر یکدیگر تاکید کرده است. بدین ترتیب برای ممانعت از نفوذ فرهنگ های بیگانه و برای جلوگیری از تعارضات روانی و حذف فرهنگ بد هویتی در جامعه و مضافا بعنوان یک حق ابتدایی و طبیعی، ما تورک زبانان آذربایجان و سایر نقاط تورک نشین کشور، بعنوان امضا کنندگان این کمپین طبق تصریح اصل ۱۵ قانون اساسی، خواستار اجرای اصل «آموزش به زبان مادری» در مدارس کشور در مقاطع مختلف تحصیلی آموزش و پرورش هستیم." این کمپین با استقبال گسترده اقشار مختلف قرار گرفته است. آدرس سایت اینترنتی این کمپین www.anadili.org می باشد. امید است همه افرادی که معتقد به پلورالیسم فرهنگی و زبانی در ایران هستند به این کمپین بپیوندند.
محمد پسر سلیمان در حدود سال ۱۴۸۳ در عراق بهدنیا آمد.[۱] در منابع معتبر از جمله مجمعالخواص صفحه ۱۰۳[۹] حله به عنوان محل تولد فضولی برشمرده شده است، اما در برخی منابع دیگر کربلا یا نجف هم آمده است.[۱] پدرش سلیمان از اهالی تبریز[نیازمند منبع] بود که به حله مهاجرت کرد و قاضی آن شهر بود. «پدر فضولی بنا به گفتهی «صادق بیگ افشار» صاحب تذکرهی «مجمع الخواص» –که به زبان ترکی ازبکی نوشته شده– از ایل بیات بوده که یکی از ۲۲ طایفه مهاجر ترکان اوغوز میباشد.»[۱] او در حله و سپس بغداد تحصیل کرد و یکی از استادانش «ملک الشعرای حبیبی» از شاعران حروفی بود. حدود هفتاد ساله بود که در بغداد درگذشت.
اؤزلم=حسرت اوستون= برتر،والا اولکر=ستاره سحری اوزگون=متاسف،غمگین
اینجی=مروارید،صدف اورمان=جنگل اؤزگور=مستقل اسین=نسیم،باد ملایم سحری
آلماز= دافع ، رد کننده آیسوی= پاکنژاد آشقین=عبور کننده ،ردشونده
یئتر=کافی سیبل=موطلائی سیرداش=همراز قومرال=خاکستری،خاکی
آدای=نامزد، کاندید آلتینای=ماه طلائی آبیتن=برادروار،عین برادر
تانسو =نور سحری،سوی فجر،شبنم تامای=ماه تمام پینار=چشمه
تاری=الله، خدا تانیرسی=خداوند بَی=آقا،جنتلمن بَیان=بانو، بانوان
یازی=نوشته یازان=نویسنده یغان=گردآورنده بیلگین=دانشمند
بیرجه=یگانه سانای=محترم،شهره پاکی سانلی=معروف،مشهور؛نامدار
ایپک=ابریشم/حریر سایین=عزیز/ محترم سولماز=همیشه شاداب
سئودا =عشق سونر=آخرین قهرمان،آخرین دلاور سونای=آخرین ماه،پرنده مانند
دیلماج=مترجم قابان=گراز اسلان=شیر چاغلار=متلاطم
پاخما اولماسا، مرد رند آجین دان ئولر. ترجمه فارسی: اگر آدم خل وجود نداشته باشد، رند از گرسنگی میمیرد.
سنیق یاشاچکر. ترجمه فارسی: شکستگی به سن می کشد.
قارین باشا بلادیر. ترجمه فارسی: شکم بلای سر است.
ای خوش اود مست، کی بیلمز غمی-عالَم نه ایمیش،
نه چکر عالم اوچون غم، نه بیلر غم نه ایمیش
بیر پری سیلسیلهیی-عشقینه دوشدوم ناگه،
شیمدی بیلدیم سببی-خیلقت-آدم نه ایمیش.
واعظ اوصافی-جهنم قلیر، ای اهل ورع!
وار اونون مجلسینه، بیل کی جهنم نه ایمیش!
اوخو کؤکسومده ئوتوپ، قالمیش ایمیش پئیکانی،
آه بیلیدیم سببی-آهی-دمادم نه ایمیش!
ای فضـولـی! مـزهیی-ساقی و صهبــا بیلـدیـن،
توبه قیل تا بیلهسن، زَرق و ریا هم نه ایمیش![۲۰]
خرم آنکس که نداند غم عالم چه بوَد
غم دنیا نشناسد، نه که خود غم چه بوَد
ناگهان بندی زنجیر نگاری شدهام
حال دانم سبب خلقت آدم چه بود
گفت واعظ همه اوصاف جهنم، زاهد!
باش در مجلس او، بین که جهنم چه بود
تیر بر دل بزد و مانده بجا پیکانش
آه، دانم سبب آه دمادم چه بود
ای فضولی مزه باده ساقی دانی
چو کنی توبه بدانی که ریا هم چه بود
| Design By : Pars Skin |
